محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

828

خلاصة الحكمة ( فارسى )

استحاله به بلغم يابند باعث حدوث فالج و امراض بلغميهء مزمنه مىگردد . و همچنين ميان شير و ترشى كه باعث انجماد آن است و جمع ميان پنير و مسير « 1 » و لوز و امثال اين‌ها و آن چه در آن شير و ماست باشد با اجّاصيه و همچنين جمع سويق با شيربرنج كه باعث قولنج‌اند به سبب حدوث نفخى كه لازم آن‌ها و تجبنُّ لبن است . و انگور بالاى كلّه خوردن و انار بالاى هريسه ؛ به جهت آن كه انگور به سبب رطوبت خود باعث زيادتى لزوجت و بلغميت كلّه مىگردد و انار به سبب قبض خود باعث نفخ و عدم انهضام هريسه است به سبب احداث غلظت در آن و نه سركه بالاى هريسه و سركه با ماش و عدس و بعد از برنج و ماست با ترب و يا بعد از ترب . بيان « 2 » مراعات ترتيب در اغذيه و ببايد دانست كه هر « 3 » حافظ صحّت واجب است كه ترتيب در اغذيه را نيز مرعى نمايد . و ترتيب محمود آن است كه [ در ] تناول اغذيهء مختلفه اگر اتّفاق افتد كه چيزى كه نسبت به چيز ديگر ميل به غلظت داشته باشد تناول نمايد ، بايد كه غليظ را اوّل تناول نمايد و لطيف را بعد از آن ؛ به جهت آن كه قوّه هاضمه در قعر معده بيش تر است و اوّلًا غليظ را هضم نموده بعد از آن لطيف را و در انهضام هر دو متشابه خواهند بود كه مقصود همين است . و بعضى گفته‌اند تقديم لطيف بر غليظ واجب است ؛ به جهت آن كه اگر غذاى غليظ را اوّل تناول نمايند لطيف ، به جهت عدم نفوذ بالا بماند و فاسد گردد و فساد آن باعث افساد ديگر گردد . و قرشى در رفع خلاف ميان هر دو قول گفته كه : تفاوت اگر در غليظ و لطيف به

--> ( 1 ) . الف و ب : ( مصير ) آمده اما با توجه به متن : مصنف ، مخزن الادويه ، افست انتشارات آموزش انقلاب اسلامى ، چاپ دوم ، تهران 1371 ص 883 . مسير ( يعنى مرباى كدو ) صحيح است . مرحوم على اكبر دهخدا ( مَسير ) را به معنى يخ آورده است و ( مُسَير ) را قسمى حلوا دانسته . ( 2 ) . ب : اما بيان . ( 3 ) . ب : بر .